خونه تکونی
سلام عسل مامانی
عزیزم این روزها خیلی به مامانی کمک می کنی.
وقتی میگم فلان چیز رو
بیار میری برام میاری.
خودت بیشتر لباساتو میخوای بپوشی
ولی بلوز رو هنوز بدون کمک من نمی
تونی بپوشی. خیلی به لباس اهمیت میدی
و حتما باید بلوز و شلوار یا بلوز
شرتت ست باشه. قربون سلیقت برم نفس من.
خیلی هم به لباسای من علاقه داری.
چند روز پیش به بابا میگفتی من
مانتو میخوام...
وقتی سفره میخوام بندازم بهت میگم بدو رو فرشی بنداز خودت دیگه میدونی کجاست میری میاری.
سفره بشقاب و قاشق و ایناهم شما میبری. میگی
تاشو چوچو یعنی قاشق کوچولو...
من قبل از عید که خونه تکونی نکردم
چون هنوز خونه تمیز بود بعد از اثاث
کشی.
اول اردیبهشت تصمیم گرفتم یه کمی دکوراسیون عوض کنم و تمیز کنم. 
شما هم که الهی زنده باشی قند عسلم که همیشه کمک حال منی.......
بهت میگم همــــدم مامان کیه؟ میگی منم 
میگــم عســــــل مامان کیـه ؟ میگـی منم
ای همدم و مونس من زندگی ام برای تو!!!!!

من دارم موکت می شورم

آب بازی میکنم. همه لباسام خیس شد!!!

جعبه ی یخچال هم من باید بشورم...

مامانم فقط عکس می گیره منم همه جا رو آب پاشی می کنم

مامانی بسه دیگه خسته شدم!

خســـــته نباشــــی دختـــــرم 



خونه تکونی
